آیت الله مصباح همیشه در مواضع روشن و حکیمانه ی خود نشان داده است تا زمانی که حرکتی که در جامعه در حال وقوع است در مسیر اسلام و ولایت باشد تا پای جان در راه پیشبرد این حرکت در تلاش است و هرگاه که از صراط مستقیم ولایت خارج شد اقدام به رسوایی و روشنگری علیه آن می کند

جریان های مسئله دار و رادیکالی که به نوعی صاحب منصبان دیروز و مدعیان امروز در نظام جمهوری اسلامی هستند ، همیشه به شخصیت و افکار آیت الله مصباح یزدی حساسیت نشان داده و از هر فرصتی برای تخریب شخصیت ایشان بهره گرفته اند.
در طول تاریخ انقلاب اسلامی برخی جریانات خاص همواره با حمله به آیتالله مصباح یزدی و جایگاه و مقام والای ایشان قصد دارند که انحراف را در جامعه فراگیر کنند چرا که اگر کسی قصد دارد در جامعه انحراف ایجاد کند، راهش این است که موانع پیش روی خود را از میان بردارد.
چرا جریان های فتنه و انحرافی در دیدگاه و اساس با تفکرات و نظریات با آیت الله مصباح مشکل دارند؟ این سوالی است که در ذهن هرشخص عدالت خواه ممکن است کلید بخورد ، زیرا هر فردی در جامعه با مطالعه ی سیره و منش سیاسی و دینی آیت الله مصباح به این حقیقت خواهد رسید که ایشان در طول زندگی خود هیچ گاه ازموضع حق و عدالت خواهی کناره نگرفته اند و این نکته ایست که ممکن است مرحله ی آغاز مشکل معاندین نظام با این عالم گرانقدر باشد .
در این نوشتار سعی گردیده است که با نگاهی اجمالی به اتفاقات و حملات چند سال گذشته ی جریان های مسئله دار به آیت الله مصباح یزدی تجزیه و تحلیلی از چرایی عداوت مخصوص دشمنان انقلاب و نظام با این شخصیت علمی و دینی صورت گیرد .
دلایل دشمنی جریان های رادیکالی با آیت الله مصباح :
- می توان گفت سرآمد مشکلات و دشمنی های جریان هایی که به اسم اصلاح طلبی در جامعه برای نظام اسلامی نقشه ی براندازی و فتنه می کشند با آیت الله مصباح یزدی در این است که ، افرادی که به عنوان تئوری پردازان پروژه به اصطلاح اصلاحات در کشور ما هستند در طول تاریخ انقلاب و صدارتشان نشان داده اند که به طور کلی با مبانی و مفاهیم اصیل دینی و مذهبی مشکل داشته و دارند.
کسانی که دین را افیون جامعه می دانند ، واقعه کربلا را نتیجه پدرکشی جنگ بدر معرفی می کنند ، جای امام خمینی و اندیشه های امام را در موزه های تاریخ قرار می دهند ، قدرت و عصمت اهل بیت را از اموراتی قدسی و ماورایی تا مسائل بازاری و دعاوی عرفی پایین می کشند ، حتی برخی از آنان افتخار خود را این می دانند که عمری را از ۱۲ سالگی به این سو، دست به وضو نیالوده اند! جای تعجب نیست که مدال دشمنی کسی را به سینه آویخته باشند که عمری را برای تبیین مفهوم واقعی آذرخش کربلای حسینی و نیز پیاده سازی دقیق آرمانها و اهداف امام (ره) که همگی برگرفته از معرفت و اعتقاد ناب او به دین و شریعت محمدی علوی می باشد، صرف کرده است.
از دلایلی که بر عداوت دشمنان با این شخصیت علمی صحه می گذارد این است که آیت الله مصباح ، حمایت از ولایت فقیه و آرمانهای انقلاب را سالهاست که مقدمه ی نظریات و سخنان خود قرار داده است و همین امر برای کسانی که ولایت فقیه سدی برای کام جویی و زیاده خواهی آنهاست کافی است که به سرعت موجی از هجمه ها را سوی این عالم عدالت جو روانه کنند .
در سالهایی که موضوع مناظره آیت الله مصباح و سروش (فیلسوف نمای خارج نشین)، ورد زبانها بود و حسین حاج فرج دباغ ( معروف به سروش)به طرق مختلف از زیر بار این مناظره فرار می کرد، جمعی از شاگردان نزدیک استاد مصباح به خدمت ایشان مشرف شده و تقاضا کردند که مسئولیت مناظره با سروش به آنان محول کند، چراکه شان استاد را اجل از مطالعات متفرقه ای می دانستند که سروش در فلسفه اسلامی و غرب کرده و به آن تمسک می کرد .
آیت الله مصباح یزدی در جواب این درخواست شاگردانش به نکته ای شاره می کند که یکی دیگر از علت های واقعی اغلب عداوتهای موجود با او را مشخص می سازد :
"این کار به مانند این است که من خود را سپر ولایت کرده ام و در واقع، آماج حملات و تهاجمات دشمنان انقلاب و ولایت قرار گرفته ام، دوست دارم به مانند برخی اصحاب امام حسین (ع)، مانند حبیب ابن مظاهر، تیرهای نشانه رفته شده به سوی ولایت را خود به جان خریده، توفیق دفاع از حریم آن را به اکمل وجه پیدا کنم".
- همانطور که مقام معظم رهبری به بهترین صورت بیان فرمودند، شخصیت آقای مصباح، خلاء شخصیت هایی مانند شهید مطهری و علامه طباطبایی را یکجا برای جامعه ما پر کرده است.
از همین رو، مروری بر زندگانی و حیات فکری این دو بزرگوار به روشنی آشکار می کند که مقابله با التقاط، از مهمترین مبانی است که در طول چندین دهه تلاش در مزرعه تولید علوم دینی توسط این دو بزرگوار به چشم می خورد.
امروز نیز برای کمتر کسی جای شک و شبهه باقی مانده است که رسالت، علمای بزرگوار مطهری و طباطبایی بر گردن استاد مصباح و شاگردان مکتب فکری اش گذاشته شده است .
اما مسئله اصلی در این باره این است که؛ جناب استاد به دور از هرگونه سطحي نگری و خوش خیالی، امکان وقوف بر شبهات و اهداف واقعی مخالفان و منادیان سکولاریسم را پیدا کرده، با تیشه بیان و منش خود، ریشه معارضان را به خطر انداخته است.
کسانی که در لوای حمایت از زنان، آزادی بیان و توسعه های فرهنگی اجتماعی، آیات صریح الهی و روایات متقن نبوی را به راحتی زیر سوال برده، برای رسیدن به هدف واقعی خود نقاب تزویر به صورت زده، مزورانه پرده دری شرعی! می کنند، اگر از کسی چون محمد تقی مصباح یزدی نهراسیده و خشمگین نباشند، شکی نیست که مشکلاتی روانی و درونی گریبان گیرشان شده است.
در پایان این نوشتار می توان نتیجه گرفت که حقجویی و حرکت در مسیر ولایت مطلقه فقیه خاری است که در چشم جریان های انحرافی و فتنه انگیز برعلیه نظام اسلامی قرار گرفته است .
آیت الله مصباح همیشه در مواضع روشن و حکیمانه ی خود نشان داده است تا زمانی که حرکتی که در جامعه در حال وقوع است در مسیر اسلام و ولایت باشد تا پای جان در راه پیشبرد این حرکت در تلاش است و هرگاه که از صراط مستقیم ولایت خارج شد اقدام به رسوایی و روشنگری علیه آن می کند
به امید عنایتی از بی بی رقیه(س)
«عبدالرقیه عباس»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد
با غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کرد
امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تو را
از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد، گریه کرد
ای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبرد
مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد" گریه کرد
با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟
هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد
از سر ایمان به داغت گاه می گویم به خویش
شاید آن شب "زجر" هم وقتی تو را زد، گریه کرد
وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد
آن زن غساله هم اشکش در آمد، گریه کرد
سقوط بسیار نزدیک است......
واین حزب الله است که تا ابد می ماند
فان حزب الله هم الغالبون
موسوی(نوکرکوسه) به زباله دان تاریخ پیوست
گروه مکر امدند(موسوی.کروبی .رضائی) تا احمدی نژاد نباشد
ولی والله خیر الماکرین
الله اکبر
مطلب بالا را در ۲۳ خرداد ۸۸ منتشر کردم
......
از دوستان عزیز درخواست می کنم که نظر خود درباره جریان انحرافی(نفاق) در حال سقوط و مطلب بالا منتشر کنید
ــــــــــــــیک بسیجی اقتدار گرای انحصارطلب ولایی که کمربند خود را برای مبارزه با فتنه گر بعدی بسته است
حلقه ی پیرمغان ازازلم درگوش است
برهمانیم که بودیم وهمان خواهدبود
برسرتربت ماچون گذری همّت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهدبود
بروای زاهدخودبین که زچشم من وتو
رازاین پرده نهان است ونهان خواهدبود
ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تادگر خون که ازدیده روان خواهدبود
چشمم آن دم که زشوق تونهدسربه لحد
تادم صبح قیامت نگران خواهدبود
بخت حافظ گرازاین گونه مدد خواهدکرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهدبود